+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 22:0 توسط مریم نقی پور
|
آمده بود به خانه ... رنجور از روزگار ريا و رنگ به رنگي.
آمده بود دلخسته از عهد خيانت و خودخواهي و البته خجل از روي همسر بيمارش.
دوان دوان هم آمده بود.
از مسجد تا خانه گلياش را يکسره دويده بود. در این مسیر کوتاه ِ بلند ،گودال های کوچک کوچه های مدینه، سردار مظفّر خیبر و خندق ، همو که نامش لرزه بر تن دشمنان دین محمد (ص) می افکند را بارها به زمین زده و شاید حتّی عبای علی را از دوشش انداخته بود.
فرزند مظلوم و ارشدش، بدحالي مادرشان را به او ابلاغ کرده بود. شايد علي(ع) در تمام مسير، به ياد روزي بود که رسول مهربان خدا (ص) دست لطيف زهرا(س) را در دست یداللّهی او نهاده بود و به قول امروزيها فرموده بود: «علي جان، جان تو و جان فاطمه».
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387 13:35 توسط مریم نقی پور
|
به یاد دردانه رسول خدا حضرت زهرا(س)
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387 12:29 توسط مریم نقی پور
|
- در عملیات «بیت المقدس» ۵۴۰۰ كیلومتر مربع از اراضی جمهوری اسلامی از جمله مراكز مهمی چون شهر خرمشهر، هویزه و پادگان حمید، طی ۲۵ روز نبرد سخت توسط رزمندگان اسلام از اشغال دشمن آزاد گردید.




+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387 23:21 توسط مریم نقی پور
|
فتح خرمشهر فتح خاک نيست، فتح ارزشهاى اسلامى است. خرمشهر شهر لاله هاى خونين است. خرمشهر را خدا آزاد کرد. “
از بيانات رهبر کبير انقلاب اسلامي، امام خمينى (قدس سره)
مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود که مىتپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادرى بود که فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بىپناهى پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز که خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد و مدافعان ناگزير شدند که به آن سوى شط خرمشهر کوچ کنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايى بود که جز در پازپسگيرى شهر برآورده نمىشد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود. شهیدآوینی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387 22:52 توسط مریم نقی پور
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387 16:18 توسط مریم نقی پور
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 10:40 توسط مریم نقی پور
|
اين صداي كوچه هاي بي قراريست
كوچه اي به نام يك شهيد
در ميان لحظه هاي ساكت زمين
از دل سرخ خون واژه ميدميد
باز...مي رسد ز راه
گلبانگ يك دعا
اين هديه خداست
بر قلب پاك ما
اتحاد ملي انسجام اسلامي
كرد و لر ،بلوچ و ترك
در ره وطن سترگ
همچو شير ، همچو ببر
مثل آسمان بزرگ
باز...مي رسد ز راه
گلبانگ يك دعا
اين هديه خداست
بر قلب پاك ما
اتحاد ملي انسجام اسلامي
باز گفت رهبرم
او كه همچو حيدرم
هرچه بر زبان اوست
با قلب و جان ميخرم
باز...مي رسد ز راه
گلبانگ يك دعا
اين هديه خداست
بر قلب پاك ما
اتحاد ملي انسجام اسلامي
از خليج فارس تا خزر
جان من شبيه بر سپر
در تمام متن عاشقي
بر ترانه ميزنم اثر
باز...مي رسد ز راه
گلبانگ يك دعا
اين هديه خداست
بر قلب پاك ما
زخمه زخمه خون به شعر ريخت
از ستاره آسمان گسيخت
باز مثل لحظه هاي سرخ
اين ندا به گوش جان گريخت:
اتحاد ملي انسجام اسلامي
باز...مي رسد ز راه
گلبانگ يك دعا
اين هديه خداست
بر قلب پاك ما:
اتحاد ملي انسجام اسلامي
اين صداي كوچه هاي بي قراريست
كوچه اي به نام يك شهيد
در ميان لحظه هاي ساكت زمين
از دل سرخ خون واژه ميدميد
باز...مي رسد ز راه
گلبانگ يك دعا
اين هديه خداست
بر قلب پاك ما:
اتحاد ملي انسجام اسلامي
شعر از : محمد مهدي نقي پور
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 11:11 توسط مریم نقی پور
|
راهبرد اتحاد ملي و انسجام اسلامي (با نگاهي به انديشه هاي امام خميني(ره))
چكيده: امام خميني (ره) احياي اسلام ناب محمدي(ص) را به دور از التقاط و تحجر و پيرايه هاي خرافي و روشنفكري به عنوان راهكار بازيابي عظمت و موتور محركه جهان اسلام به سمت ترقي و پيشرفت مي دانستند.به اعتقاد امام خميني(ره) اسلام ناب محمدي«ص» قادر است حجاب ها و مرزهاي اقليمي، علايق ملي، منافع فردي و وابستگي هاي فكري و فرهنگي را به كنار بنهد و بدون تعلق به فرهنگ، نژاد و زبان ويژه اي، «امت» را در كانون واحدي گرد آورد. اسلام ناب داراي قاعده بسيار پايداري در ميان لايه هاي آسيب پذير و محروم جامعه كه تحولات بنيادين را در نظام هاي اجتماعي - سياسي مورد حمايت و پشتيباني قرار مي دهند است.
مقدمه
سال 86 را مقام معظم رهبري سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ناميدند. بدون ترديد شرايط محيطي اعم از داخلي، منطقه اي و بين المللي در اين نام گذاري سهم بسزايي دارند. در اين راستا آنچه كه براي مسئولين، نخبگان، صاحب نظران، و رسانه ها مهم است تبيين سخنان مقام معظم رهبري است تا سال 86 را با اتحاد ملي قويتر و انسجام اسلامي مستحكمتر سپري نماييم. مقاله حاضر گامي است در اين جهت تا راهبرد اتحاد ملي و انسجام اسلامي از ديدگاه حضرت امام(ره) هرچه بيشتر مورد كنكاش و تبيين قرار گيرد. اينك با هم آن را از نظر مي گذرانيم. گرد آوري شده توسطمحمد عبادي
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 9:39 توسط مریم نقی پور
|
نقش اتحاد و اختلاف در اعتلاء و انحطاط مسلمين/شهيد آيتا… مطهري

مقدمه:
بصيرت:هدايت::::وحدت و همبستگي و روحيهي اخوت و برادري از آموزههاي گرانقدري است كه مكتب اسلام در راستاي استقرار و استمرار اقتدار، عظمت و عزت و اعتلاي امت اسلامي بر آن تأكيد ورزيده است.
در مقابل، اختلاف و خصومت و تفرقه و تشتت به عنوان عامل ضعف و ذلت و محو قدرت و عظمت جامعه اسلامي و انحطاط آن تلقي شده و مسلمانان به اجتناب از آن امر شدهاند.
در تعاليم ديني و متون و منابع مختلف اسلامي كلمات و اصطلاحاتي مانند امت، امت واحده، الفت و اخوت اسلامي، برادري ديني، وحدت اسلامي، اتحاد اسلامي، دارالاسلام، پان اسلاميسم و… به كار رفته است كه مفاهيم اين واژهها به طور مستقيم يا غير مستقيم بر اهميت و جايگاه و نقش برجستهي وحدت در جامعه اسلامي دلالت دارند.
قرآن كريم ضمن دعوت مسلمين به وحدت با اعتصام به حبلا… و نهي از تفرقه؛ با اشاره به الفت و برادري و مودت ايجاد شده ميان دو طايفهي اوس و خزرج و از بين رفتن عداوت و كينه ديرينه در سايهي نعمت اسلام كه مبناي اتحاد و همبستگي آنهاست اين گونه يادآور ميشود:
واعتصموا بحبلا… جميعاً و لاتفرقوا و ذكر و انعمتا… عليكم، اذ كنتم اعداءً فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً.(آل عمران 103)
در جاي ديگر مسلمانان را به وحدت در پيروي از خدا و پيامبرش دستور داده و از تنازع و مشاجره جهت پيشگيري از سستي و زبوني و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صريح نهي نموده و ميفرمايد:
اطيعوا… و اطيعوا الرسول و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم(انفال 46)
پيامبر گرامي اسلام با تكيه بر مباني اتحاد اسلامي مدينهي فاضلهاي مملو از عشق و صميميت و برادري و ايثار و تمامي فضايل انساني ساخت كه هنوز بشريت در حسرت و آرزوي تحقق دوبارهي چنين جامعهاي بسر ميبرد.
پيامبر اكرم(ص)، ذلت و زبوني پس از عزت و سربلندي و در پي آن ضعف و سستي هر ملتي را نشأت گرفته از تفرقهاي ميداند كه ريشه در خصومت و دشمني دارد؛ لذا ايجاد الفت و پرهيز از تفرقه و عداوت را بر مسلمانان واجب كرده و ميفرمايد:
«ما ذل قوم بعد العزحتي ضعفوا، و ما ضعفوا حتي تفرقوا و ما تفرقوا حتي تباغضوا… الواجب علي اوليائنا معاوده الائتلاف و رفض الاختلاف».
بزرگ اسطوره صبر و وحدت، حضرت علي(ع) در خطبه 146 ضمن بيان نقش محوري رهبر در جامعه، وحدت را رمز عزت و قدرت دانسته و ميفرمايد: «عرب امروز گرچه از نظر تعداد اندكند، اما با نعمت اسلام فراوانند و با اتحاد و هماهنگي عزيز و قدرتمندند».
در فرازي از خطبهي قاصعه به علل پيروزي و شكست و عزت و ذلت گذشتگان پرداخته و ميفرمايد: «پس آن گاه كه در زندگي گذشتگان مطالعه و انديشه ميكنيد. عهدهدار چيزي باشيد كه عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافيت زندگي آنان را فراهم كرد و نعمتهاي فراوان را در اختيارشان گذاشت و كرامت و شخصيت به آنان بخشيد، كه از تفرقه و جدايي اجتناب كردند و بر وحدت و همدلي همت گماشتند و يكديگر را به وحدت واداشته و به آن سفارش كردند و از كارهايي كه پشت آنها را شكست، و قدرت آنها را در هم كوبيد، چون كينهتوزي با يكديگر، پر كردن دلها از بخل و حسد، به يكديگر پشت كردن و از هم بريدن و دست از ياري هم كشيدن، بپرهيزيد».
وحدت و برادري كه در عصر رسالت به احسن وجه در ميان ياران رسول خدا(ص) تحقق يافت، متأسفانه پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) ديري نپاييد كه آن اتحاد و اخوت به ضعف گراييد و بروز اختلاف و تفرقه و تشتت و تنازع به تدريج زمينهساز حركت امت اسلامي در مسير ذلت و انحطاط شد.
-عوامل تعالي و انحطاط جوامع
در اين نوشتار به زوايايي از نظرات اسلامشناسي بزرگ استاد شهيد آيتا… مطهري پيرامون وحدت و تفرقه در دو بخش پرداخته ميشود:
.http://sal86.blogfa.com/
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 9:19 توسط مریم نقی پور
|
چرا اتحاد ملي و انسجام اسلامي؟
در پيام هاي نوروزي رهبر معظم انقلاب كه از سال 1369 خطاب به مردم و مسوولان كشور ايراد مي شود، هر سال با نام وعنواني مشخص گرديده است. اين نامگذاري ها گاه با لحاظ مناسبت خاص آن سال و همچنين درك شرايط كشور همراه بوده كه نامگذاري سال 79 به نام رفتار علوي كه نخستين روزهاي فروردين آن سال مصادف با عيد غدير بود و يا سال امام خميني(ره) كه به مناسبت يكصدمين سالگرد تولد بنيانگذار انقلاب اسلامي همايشي بين المللي بر پاگرديده بود وهمچنين نامگذاري سال 48 به همبستگي ملي و مشاركت عمومي كه در آن انتخابات سرنوشت ساز رياست جمهوري بر پاگرديد، ازاين گروه نامگذاري ها هستند.
اما در برخي سال هاي ديگر، نامگذاري ها بدون لحاظ مناسبتي خاص، تنها براساس درك شرايط و ضرورتي برخاسته از نياز استراتژيك كشور بوده است كه نامگذاري سال هايي چون انضباط اجتماعي، وجدان كاري، نهضت توليد علم و انديشه، پاسخگويي مسوولان، نهضت خدمت رساني و ... از اين گروه مي باشد.
نامگذاري سال 1386 به نام«اتحاد ملي و انسجام اسلامي» از جمله نامگذاري هايي است كه هم داراي مناسبت خاص وهم برخاسته ازنياز استراتژيك كشور بوده است. تقارن طليعه سال 86 با ميلاد مسعود فخر كائنات محمد مصطفي (ص) و آغاز هفته وحدت، همراه با درك جامعي كه رهبر معظم انقلاب از پروژه هاي درحال طراحي واجراي دشمنان نظام و جهان اسلام داشتند، اين سال را به نام اتحاد ملي و انسجام اسلامي ناميدند. درواقع نامگذاري سال 86 به اتحاد ملي و انسجام اسلامي، ناظر به اتفاقات پيشين، تحولات حال وچالش هاي آينده اي است كه فراروي ايران و جهان اسلام قرار خواهد داشت كه براي برون رفت از دايره تهديد ها شكار فرصت ها، بايد راهبردي جامع انديشيد، مي شد كه اين راهبرد در سال جاري، توسط سكاندار نظام اسلامي، درقالب اتحاد ملي و انسجام اسلامي تعريف شده استhttp://sal86.blogfa.com/
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 9:9 توسط مریم نقی پور
|
مباني اتحاد ملي و انسجام اسلامي

چکيده:
در اين مقاله سعي شده است ضمن ريشه يابي کليدي واژگان عنوان، موضوع اتحاد و انسجام با توجه به کلام وحي، سنت، عقل و بيانات بزرگان و در رأس آن معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خميني (ره) مورد بررسي و کنکاش قرار گيرد. و از هرگونه برداشت شخصي، جناحي و حزبي و مصادره کردن اين عنوان بزرگ جلوگيري شود.
در اين مقاله راز اتحاد داخلي و ارائه الگو براي کشورهاي مسلمان بيان شده است. دعب نگارنده آن است که حتي الامکان غير مستقيم به اين موضوع بپردازد که در جاهايي لاجرم با صراحت اصول و مباني نيز بيان شده است.
مقدمه:
اتحاد داخلي و بينالمللي يک ضرورت اجتناب ناپذير براي هر ملتي است. ملت پويا ملتي است که در جاي خود از تنش و مناقشات بهره ميبرد و به موقع از هر گونه اختلاف و تفرقه دوري ميجويد. نه يک دستي، سکوت و رکود دارد و نه اغتشاش و درگيري و جدل. زيرا هر دو مايه افول ملتهاست.
افراد، گروهها، صنوف و... هر کدام براي تعالي درون گروهي خود بايد فرياد برآورند و از همه ظرفيتهاي قانوني و شرعي براي ترقي و توسعه خود استفاده کنند. اما به هنگام خطر و تهديد امنيت يا منافع ملي از خواسته خود بصورت مقطعي، کوتاه آمده و به فکر دفع افسد باشد.
«تخم وفاق را تو در اين بوستان بکار – ميخ نفق را تو در اين زمين بکن» (اديب الممالک فراهاني)
اينکه در کجا بايد فرياد زد و در کجا سکوت، در کجا بايد عاقلانه و بر مبناي استدلال پيش رفت ودر کجا به مصلحت توجه کرد و... به شناخت اصول و ظرائفي محتاج است که در اين مقال در صدد تبيين آن ميباشيم.
اميد است خواننده محترم ( از هر جناح و فکر و سليقهاي که باشد ) با دقت و تأمل در اصول ذيل الذکر به کلمه تنومند «وحدت» چنگ زده و با ايثار و شهامت، جلوي خود کامگي و فرصت طلبي را بگيرد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 8:59 توسط مریم نقی پور
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 15:57 توسط مریم نقی پور
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 16:27 توسط مریم نقی پور
|
|
اتحاد ملى، يعنى يكپارچگى ملت ايران. انسجام اسلامى، يعنى ملتهاى مسلمان با هم همراه باشند. ملت ايران رابطهى خود را با ملتهاى اسلامى محكمتر كند. ما اگر بخواهيم اتحاد ملى و انسجام اسلامى تحقق پيدا كند، بايد بر اصولى كه بين ما مشترك است، تكيه كنيم. نبايد خودمان را سرگرم فروعى بكنيم كه مورد اختلاف است
(پ 10) داخل ايران هم مواردى وجود دارد؛ چون مىبينند در ايران برادران مسلمان شيعه و سنى، در يك صف واحد، در زير يك پرچم واحد، با يك شعار واحد، در يك جبههى واحد، در كنار هم و با هم هستند. در جنگ تحميلى هشت ساله، از كسانى كه مىخواستند بروند از تماميت ارضى و مرزهاى اسلام در اين كشور دفاع كنند، كسى نپرسيد شما از كدام طايفه، كدام فرقه، كدام مذهب، كدام لهجه و كدام زبان هستيد؟ همه رفتند؛ از همه جا رفتند. در ايران، خونها درهم آميخته شد و انقلاب به معناى حقيقى كلمه، يك اتحاد و يك الفت ميان فرق و لهجهها و طوايف مختلف به وجود آورد. استكبار، نمىتواند اين را ببيند. براى هر فرقهاى، بهانهيى درست مىكنند. سادهترين و فريب بخورترين افراد را در هر فرقهاى پيدا مىكنند و چيزى در دهانش مىگذارند، تا برود آنچه را كه او مىخواهد، برايشان تكرار كند! همه بايد مراقب باشند. هر كسى كه امروز به اين هدف استكبار كمك كند - يعنى ملت ايران را از ملتها و كشورهاى ديگر جدا كند - در نزد خداى متعال، حكم همان دشمنان اسلام و مسلمين را دارد كه با اسلام جنگيدند؛ چه امروز و چه در زمان پيامبر. «كان حقيقا على الله ان يدخله مدخله»(56) هر كس كه امروز به هدفهاى استكبار در قبال ايران اسلامى كمك كند، مثل همان كسى است كه در زمان ظهور و نزول اسلام، با آيات الهى جنگيد. (پ 12) اين هفتهى وحدت، اين هفتهى مشترك الاحترام بين مسلمين را قدر بدانيد. همه سعى كنند وحدت و اتحاد نيروها و در يك جبهه قرار گرفتن نيروهاى مسلمين را - كه رمز سعادت و مايهى سربلندى مسلمين و بزرگترين حربهى ملتها در مقابل استكبار جهانى است - مغتنم بشمارند و قدر بدانند.
(پ 30) عنصر دوم، وحدت و اتحاد ملت بوده است. من به شما عرض مىكنم كه عزيزان من! ملت ايران به بركت وحدت كلمه، هم در جنگ، هم در بسيج نيروها براى ميدانهاى دفاع مقدس، هم در همهى ميدانهاى گوناگونى كه براى اين ملت مطرح بود و هم در خود انقلاب، پيروز شد. اگر وحدت كلمه نبود؛ اگر ملت ايران دچار اختلافات و دودستگيها و شكافها و شقاقها مىشد - كه دشمن مىخواست اين كار را بكند، ولى بحمدالله موفق نشد - ناموفق مىماند. اين وحدت را بايد حفظ كنيد. (پ 36) بحمدالله اين بخش دوم هم - يعنى اتحاد و همدلى ميان مردم و مسؤولان - از اول انقلاب بوده است؛ بخصوص از آن وقتى كه عناصر بيگانهطلب و بيگانهپرست، شر خودشان را از اين انقلاب كم كردند و رفتند و نيروهاى مؤمن و نيروهاى خط امام، زمينهى حضور بيشترى پيدا كردند. از سال 1360 به اين طرف، هميشه همينطور بوده است. مردم با مسؤولان مهربانند، به مسؤولان علاقهمندند؛ مسؤولان هم خود را خدمتگزار مردم مىدانند. امروز هم همينطور است، در دولت قبل هم همينگونه بود، اين دولت هم همينطور است. اين اتحاد را قدر بدانيد. وحدت كلمه جزو عناصر اصلى براى انسجامى است كه آن انسجام، شرط اصلى موفقيت ملت ايران است.
(پ 7)ركن دوم هم توحيد كلمه است. ملتهاى مسلمان بايد با هم متحد شوند. امروز يكى از بزرگترين مصائب دنياى اسلام اين است كه دشمنان اسلام كارى كردهاند كه آنچه بايد وسيلهى اتحاد مسلمين شود - يعنى وجود دشمن، وجود صهيونيستهاى غاصب - وسيلهى اختلاف آنها شده است! كارى كردهاند كه بعضى از دولتهاى مسلمان، اين را وسيلهاى براى قرار گرفتن در مقابل برادران خود بكنند و حقيقتا اختلاف به وجود آيد؛ در حالى كه بودن چنين دشمنى در قلب كشورهاى اسلامى، بايد مسلمانان را به هم نزديك كند؛ جبههى واحد تشكيل دهد و يد واحد به وجود آورد. اين گناه هم به دخالت و دستاندازيهاى استكبار برمىگردد. اگر حمايتهاى استكبار و در رأس آنها امريكا از اشغالگران فلسطين و تروريستهاى بينالمللى، كه در قلب كشورهاى اسلامى متمركز شدهاند - يعنى همين حاكمان فعلى دولت جعلى اسرائيل - نبود، قدرت ماندن نداشتند. الان هم همينطور است. (پ 13)دشمن وسوسه مىكند. از اول انقلاب هم مىكرده است؛ مخصوص امروز هم نيست. از اول انقلاب، شايعه ساختند، حرف درست كردند و پىدرپى دم از اختلافات زدند. امروز هم مثل اوقات ديگر است. هميشه هم ارادهى ملت و ارادهى مسؤولان دلسوز و علاقهمند و دلباختگان به اسلام و به عبوديت خدا، بر همهى اينها فائق شده است. امروز هم به فضل الهى فائق خواهد شد. دنياى اسلام بايد به سمت چنين وحدتى حركت كند. وحدت، يعنى همدلى و اتحاد بر اصول.
(پ 31)من بر روى «وحدت ملى» تأكيد بيشترى دارم؛ به خاطر اينكه امنيت هم ناشى از وحدت است. اگر وحدت نباشد، امنيت ملى هم به خطر مىافتد و ايجاد ناامنى مىشود. منظور ما از وحدت چيست؟ يعنى همهى مردم يكسان فكر كنند؟ نه. يعنى همهى مردم يك نوع سليقهى سياسى داشته باشند؟ نه. يعنى همهى مردم يك چيز را، يك شخص را، يك شخصيت را، يك جناح را، يك گروه را بخواهند؟ نه؛ معناى وحدت اينها نيست. وحدت مردم، يعنى نبودن تفرقه و نفاق و درگيرى و كشمكش. حتى دو جماعتى كه از لحاظ اعتقاد دينى مثل هم نيستند، مىتوانند اتحاد داشته باشند؛ مىتوانند كنار هم باشند؛ مىتوانند دعوا نكنند. يكى از عواملى كه اين وحدت را خدشهدار مىكند، مفاهيم مشتبهى است كه دائما در فضاى ذهنى مردم پرتاب مىشود. هر كس هم به گونهاى معنا مىكند؛ يك عده از اين طرف، يك عده از آن طرف؛ جنجال و اختلاف غيرلازم درست مىشود! البته دشمن در همهى اين مسائل سود مىبرد و به احتمال زياد در اين مسائل - يا در همهاش، يا در بعضىاش - دست هم دارد. اين را ما نمىتوانيم نديده بگيريم. (پ 54)من از همهى گروهها، از همهى جمعيتها، از همهى آحاد مردم، از عموم ملت ايران و جوانان - كه البته خدا از ملت ايران و از جوانان راضى باشد؛ حقيقتا بهترين نقش را شما هميشه در همهى احوال نشان داديد - خواهش مىكنم كه مراقب فريب دشمن باشند. الان هم هيچ گله و شكوهاى از مردم نيست؛ شكوه از كسانى است كه بايستى افكار مردم را جهت بدهند؛ اما گاهى به وظايفشان عمل نمىكنند و يا آشنا نيستند. وحدت مردم، اتحاد قلبى مردم، اتحاد روحى مردم، محبت مردم، وفاق مردم حول نظام اسلامى، حول احكام مقدسهى اسلام، حول قانون اساسى - كه قانون اساسى هم منطبق بر احكام اسلامى است - حول قوانين كشور - كه لااقل اغلب آنها منطبق بر قوانين اسلامى است؛ اگر نگوييم همهاش منطبق است - «وحدت ملى» را تشكيل مىدهد. |
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 16:17 توسط مریم نقی پور
|
(پ 9) و اما راجع به مسألهى وحدت مسلمين و هفتهى وحدت بايد بگويم كه اگر وحدت و نزديكى فرق اسلامى چيزى است كه در خدمت اسلام مىباشد و اگر قبول داريم كه اتحاد مسلمين به حال مسلمين مفيد است و در جهت عظمت اسلام مىباشد، يقينا بايد معتقد باشيم كه از سوى دشمنان اسلام، سختترين تلاشها و پيچيدهترين توطئهها، عليه اين وحدت و اتحاد در جريان است. اين دو از هم غيرقابل انفكاك است. امروز، هر چيزى كه براى اسلام نافعتر است، از نظر دشمنان اسلام مبغوضتر مىباشد. امروز، هر چيزى كه بيشتر در جهت عظمت اسلام باشد، بيشتر هم مورد تهاجم دشمنان اسلام است. اين، يك معادلهى قطعى است. (پ 11)هر كارى كه امروز در خدمت اسلام است، مورد نقمت دشمنان اسلام مىباشد. وحدت ميان مسلمين، يكى از مصاديق اين قاعدهى كلى است. اگر حقيقتا لازم است كه مسلمين عالم با يكديگر اتحاد پيدا بكنند و اگر اين اتحاد به حال اسلام و مسلمين مفيد است - كه ظاهرا در نظر عقلا و مصلحان عالم اسلام، جاى شكى در اين حرف نيست - پس بايد مطمئن بود كه امروز توطئهى دشمن عليه اين وحدت، از هميشه بيشتر است. (پ 18)ما در مسألهى وحدت، جدى هستيم. ما اتحاد مسلمين را هم معنا كردهايم. اتحاد مسلمين، به معناى انصراف مسلمين و فرق گوناگون از عقايد خاص كلامى و فقهى خودشان نيست؛ بلكه اتحاد مسلمين به دو معناى ديگر است كه هر دوى آن بايد تأمين بشود: اول اينكه فرق گوناگون اسلامى (فرق سنى و فرق شيعه) - كه هر كدام فرق مختلف كلامى و فقهى دارند - حقيقتا در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همكارى و همفكرى كنند. دوم اينكه فرق گوناگون مسلمين سعى كنند خودشان را به يكديگر نزديك كنند و تفاهم ايجاد نمايند و مذاهب فقهى را با هم مقايسه و منطبق كنند. بسيارى از فتاواى فقها و علما هست كه اگر مورد بحث فقهى عالمانه قرار بگيرد، ممكن است با مختصر تغييرى، فتاواى دو مذهب به هم نزديك شود.
(پ 16) نكتهى بعدى اين است كه نگذاريد در جامعهى صنفى و در مجموعهى اصناف كشور، به بهانههاى مختلف ايجاد شقاق و اختلاف بشود. اصناف هميشه يك مجموعهى يكپارچه بودهاند؛ براى خدا باز هم باشيد. امروز آن چيزى كه دشمن را مىترساند، اتحاد ملت ايران است. اين خونخواران جهانى، بيشتر از همه چيز از اتحاد شما مردم مىترسند. اگر نمىتوانند با يك ملت روبهرو بشوند، بر اثر اين نيست كه نمىخواهند روبهرو بشوند؛ نه، از وحدت و شجاعت و ايمان آن ملت مىترسند؛ والا استعمار جهانى و استكبار نشان دادهاند كه از جنايت باكى ندارند.
(پ 32) همبستگى و اتحادتان را حفظ كنيد. دشمن، اتحاد مردم را هدف گرفته است. دشمن، سادهلوحانه به نفوذىها و مزدوران خود در ميان مردم دل بسته؛ اين يك خيال خام و واهى است. امروز امريكايىها هدفهاى خود را آشكار بيان مىكنند؛ اين هم يكى از نكبتهاى خدا براى مستكبران است. مىگويند ما در ايران به كسانى كه به اهداف امريكايىها كمك كنند، كمك مالى مىكنيم. اينها ملت ما را نشناختهاند؛ لذا صريحا سخن از اين مىگويند كه ما مىخواهيم در داخل ايران با پول، معارض و - به قول خودشان - اپوزيسيون درست كنيم. همه بايد بدانند؛ كسى كه با پول امريكا و با حمايت دولتمردان امريكا بخواهد براى منافع امريكا كار كند و قيافهى اپوزيسيون به خودش بگيرد، در چشم ملت ايران منفورترين انسان است. همهى ملت ايران، بخصوص نخبگان، جوانان، دانشجويان و كسانىكه حوزهى تأثيرى فراتر از حول و حوش خودشان دارند، بدانند امروز علاج همهى مشكلات اين كشور، همبستگى و مشاركت عمومى است.
(پ 60) از روز اول، استهزا، دشمنى، تبليغات، ضربه زدن و توطئه كردن آنها - انواع و اقسام توطئهها - شروع شده است. هر كار هم توانستند كردند. من مكرر گفتهام كه مستكبرين عالم، نمىتوانند منتى بر سر ملت ايران داشته باشند كه بگويند ما فلان كار را نكرديم؛ فلان ضربه را به شما نزديم؛ چون هر كار مىتوانستند كردند! هر كار كه نكردند، به بركت اتحاد شما ملت ايران، نمىتوانستند بكنند! (پ 61)عزيزان من! ناكامى دشمنان شما به خاطر اتحاد شما بوده است. به خاطر ملت يكپارچه، متحد، دست در دست هم و حاضر در صحنه و پشت مسؤولين دستاندركار كارهاى بزرگ كشور بوده است كه نتوانستند كارى بكنند. فشار عمدهى دشمن براى اين است كه لشكر انقلاب را از انقلاب جدا كند. هر حركتى كه بتوانند بكنند، مىكنند تا شايد بتوانند لشكر انقلاب - يعنى ملت - را از انقلاب جدا كنند. تبليغات مىكنند تا اينكه مردم را دلسرد و از انقلاب جدا كنند. محاصره اقتصادى مىكنند، براى اينكه شايد بتوانند وضع اقتصادى كشور را خراب و بحرانى كنند و مردم را دلسرد و از انقلاب جدا كنند.
رهبر عزیز انقلاب اسلامی |
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 16:11 توسط مریم نقی پور
|
|
(پ 8) مهم اين است كه دنياى اسلام مىتواند بر محور دو نقطهى مربوط به اهلبيت، اتفاق و اتحاد داشته باشد: يكى محبت است كه يك امر عاطفى و عقيدتى است و مسلمين به محبت اهلبيت(عليهمالسلام) امر شدهاند و همه آن را قبول كردهاند. اين نقطه مىتواند نقطهى تمركز عواطف و احساسات همهى مسلمين باشد. نقطهى دوم، آموزش دين و تعلم معارف و احكام الهى به مثابهى عدل قرآن و به موجب حديث ثقلين است، كه باز اين حديث را شيعه و سنى و فرق مختلف اسلامى روايت كردهاند.
(پ 6)به كشورهاى اسلامى نگاه كنيد! همهجا وسايل براى تفرقه افكنى هست. يك عده هم، حقيقتا در اين بين، سرشان كلاه مىرود. يعنى فريب مىخورند، بازى مىخورند و بازيچه دست دشمن مىشوند. امروز امت اسلامى، بايد متحد باشد. نقاط اتحاد و اجتماع زيادى هست كه هميشه بايد آنها را در نظر داشته باشيم. (پ 7)مطلب دومى كه بايد مورد نظر باشد، اصل خود مفهوم حديث غدير و حادثهى غدير است كه بايد مغفولعنه واقع نشود. ما البته به همهى فرق اسلامى اين سفارش را مىكنيم، نه اينكه فقط به شيعه بخواهيم بگوييم «آقا غديرت را فراموش نكن!» ما به همهى فرق اسلامى مىگوييم: «مبانىتان را فراموش نكنيد.» در اينجا به شيعه تأكيد مىكنيم كه بر انديشه و فكر غدير، تكيه كند. اين، يك فكر مترقى است. اگر ما مىگوييم «اتحاد اسلامى» و پايش هم مىايستيم (ما با همهى قدرت، پاى موضوع وحدت اسلامى، در مقابل دشمنان وحدت ايستادهايم) نبايد تصور شود كه اين مفهوم مهم، مترقى، اصلى و نجاتبخش اسلامى، يعنى مفهوم ولايت و غدير را فراموش خواهيم كرد. موضوع غدير نبايد فراموش شود؛ چون مسألهى خيلى مهمى است. همانطور كه عرض كردم، اگر مسألهى غدير با آن دو جنبهاى كه اول صحبتم گفتم مورد ملاحظه قرار گيرد، امروز اسلام دنيا را نجات خواهد داد. يك عده هستند كه تصور مىكنند مىشود ملتى مسلمان بود؛ اما به احكام اسلامى عمل نكرد! اين تصور، معنايش جدايى دين از سياست است. معنايش اين است كه اسمتان مسلمان باشد، اما به احكام اسلامى عمل نكنيد و سيستم بانكدارى، اقتصاد، آموزش و پرورش، شكل و محتواى حكومت و ارتباطات فرد و جامعهتان، به خلاف اسلام و طبق قوانين غير اسلامى و حتى ضد اسلامى باشد. البته، اين، در مورد كشورهايى است كه قانون دارند؛ اگرچه طبق اراده و خواست يك انسان قاصر و ناقص باشد. امروز در بعضى كشورهاى اسلامى، حتى قانون هم نيست؛ حتى قانون غير اسلامى هم وجود ندارد و ارادهى اشخاص مهم است. در رأس قدرت يك نفر نشسته است و دستور مىدهد: اينطورى شود، آنطورى شود. نمىشود كه ما فرض كنيم عدهاى مسلمانند، اما از اسلام فقط نماز، روزه، طهارت و نجاست و امثال اين چيزها را دارند. در جوامعى كه مىخواهند مسلمان باشند، اسلام بايد حاكم باشد. غدير، اين پيام را داشت. امروز بسيارى از جوامع، چوب عدم اعتقاد به اين معنا را مىخورند. ببينيد ماجراى غدير، اينجا چقدر مىتواند الهامبخش باشد!
(پ 5)آن نكته اين است كه ولايت كه عنوان حكومت در اسلام و شاخصهى نظام اجتماعى و سياسى براى اسلام است، يك معناى دقيق و ظريفى دارد كه معناى اصلى ولايت هم همان است و آن عبارت است از پيوستگى، پيوند، درهمپيچيدن و در هم تنيدگى. اين، معناى ولايت است. چيزى كه مفهوم وحدت، دست به دست هم دادن، با هم بودن، با هم حركت كردن، اتحاد در هدف، اتحاد در راه و وحدت در همهى شؤون سياسى و اجتماعى را براى انسان، تداعى مىكند. ولايت، يعنى پيوند. «والذين آمنوا و لم يهاجراو مالكم من ولايتهم من شىء حتى يهاجروا(7)» يعنى اين. پيوند افراد جامعهى اسلامى، با هجرت حاصل مىشود؛ نه فقط با ايمان. ايمان كافى نيست. (پ 6)پيوند ولايت كه يك پديدهى سياسى، يك پديدهى اجتماعى و يك حادثهى تعيين كننده براى زندگى است، با تلاش، با حركت، با هجرت، با در كنار هم بودن و با هم كاركردن حاصل مىشود؛ لذاست كه در نظام اسلامى، «ولى» از مردم جدا نيست. ولايت كه معنايش پيوند و پيوستگى و با هم بودن است، يك جا هم به معناى محبت مىآيد، يك جا هم به معناى پشتيبانى مىآيد كه همهى اينها در واقع مصاديق به همپيوستگى، وحدت و اتحاد است، والا معناى حقيقى، همان اتحاد و يگانگى و با هم بودن و براى هم بودن است. معناى ولايت، اين است. (پ 9)وجه غالب زندگى در نظام اسلامى و در نظام ولايت، بايد تعاطف، همدلى، تعاون و همكارى باشد؛ لذا شما در آيات كريمهى قرآن هم كه نگاه مىكنيد، مىبينيد اين مسألهى همكارى و همدلى و همراهى، بخش قابل توجهى از آيات قرآن را به خود اختصاص داده است. آياتى هست كه صريحا در اين معناست، مثل «واعتصموا بحبل الله جميعا(8)» و غير اينها. آياتى هم هست كه اگر چه به صراحت در اين معنا نيست، اما مفاد و جهت حقيقى آن، اتحاد دلها و جانها و همگامى انسانهاست و مىدانيد كه اميرالمؤمنين صلوات الله و سلامه عليه، مظهر همدلى يك رهبرى سياسى، يك حاكم سياسى و يك ولى و امام، با آحاد مردم است. مثال زدنىتر از اميرالمؤمنين هم نمىشود كسى را در دنيا و در تاريخ پيدا كرد - على ولى الله - ولايت به معناى حقيقى، اين است. ما از اول در نظام مقدس جمهورى اسلامى، به بركت وحدت و اتحاد، هر كارى كرديم و توانستهايم بكنيم. (پ 10)عزيزان من! اگر وحدت مردم ايران در زير لواى اسلام و با هدايت آن نفس گرم و دل آگاه نمىبود، بدانيد كه اين انقلاب در زير بار مشكلات، كمر راست نمىكرد؛ نمىتوانست در زير آن همه بارهاى سنگين، كمر راست كند و خود را به سلامت به ساحل نجات برساند؛ ممكن نبود. از آنچه كه در اوايل انقلاب به وسيلهى جناحبنديهاى سياسى، گروهكها و عوامل پشت پردهى گروهكها اتفاق افتاد، تا آنچه كه در دوران جنگ اتفاق افتاد، تا آنچه كه به وسيلهى ابزار فرهنگى انجام گرفت، تا آنچه كه به وسيلهى فشارهاى اقتصادى و سياسى براى اين ملت به وجود آوردند، در همهى اين مراحل، آن چيزى كه توانسته است اين ملت را زير انبوه مشكلات، با سلامت، با قامت رسا و با سر برافراشته، پيش ببرد و از مشكلات فراوان نجات دهد، وحدت عظيم و اتحاد اين ملت بزرگ و با اراده و هوشمند بوده است. (پ 11)از روز اول سعى كردند كه نگذارند اين اتحاد شكل بگيرد. به قوميتها و به عوامل تفرقهانگيز، تمسك كردند، ليكن ارادهى الهى و روح ولايت، معنا و حقيقت ولايت در اين كشور و نظام ولايت، بر همهى توطئههاى دشمنان فائق آمد. حتى در وقتى كه جنگ شروع شده بود، دشمن در خانهى ما قدم گذاشته بود، تهران زير بمباران هوايى قرار داشت و منطقهاى از غرب و جنوب غربى كشور، عملا زير پاى دشمنان بود، كسانى در تهران بودند كه تحت نامهاى گوناگون، زمزمهى تشنج تفرقهانگيز را راه انداخته بودند و مىخواستند تفرقه ايجاد كنند. در واقع مىخواستند پشت جبههى رزمندگان را خراب كنند! انقلاب نگذاشت، امام نگذاشت، ملت نگذاشت، هشياريهاى مردم نگذاشت، ايمان مردم نگذاشت. (پ 12)اين همان روح ولايت است؛ ولايت يعنى اين و بحمدالله ملت ما، ملتى يكپارچه و مردمى متحدند. اين اتحاد، مظاهر بسيار ارزشمندى داشته است؛ ملت ما از امتياز معناى همزيستى، همدلى، همدستى، همگامى و اتفاق و اتحاد، با همهى خصوصياتى كه در قاموس سياسى جهان دارد و آن را ارزشمند كرده است - به تمام معنى كلمه - برخوردار بوده است و بحمدالله امروز هم برخوردار است. عرض من اين است كه اين را حفظ كنيد. عرض من به شما، به مسؤولان، به آحاد ملت و به قلم به دستان اين است كه اين اتحاد را حفظ كنيد.
(پ 4)اولين توصيهى قرآن، توحيد و توجه به خدا و شكستن بتهاى زر و زور - به هر شكل كه هستند - است. توصيهى ديگر قرآن به مسلمانها، اتحاد كلمهى آنهاست. اگر ما نهى قرآن را - كه مىگويد «و لا تفرقوا»(50) - مورد توجه قرار ندهيم و به بهانههاى مختلف بين خود اختلاف و تفرقه ايجاد كنيم و امت اسلامى را قطعه قطعه و جدا جدا كنيم، نتيجه همين وضعى مىشود كه ملاحظه مىكنيد: دشمن به قطعهاى از پيكر اسلامى حمله مىكند، ديگر قطعهها انگار نه انگار! در حال خواب خوش هستند! اين جدايى است. بايد به قرآن برگرديم. برگشتن به قرآن، فقط به تلاوت و حفظ آن نيست. تلاوت و قرائت و حفظ قرآن، مقدمهى فهم و عمل است.
رهبر عزیز انقلاب اسلامی حضرت آیه ا... خامنه ای |
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 15:53 توسط مریم نقی پور
|
سال ۸۶ از سوی مقام رهبری با عنوان اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری شد.
این نام گذاری به این معناست که ایشان نسبت به تحقق این موضوعات، اصرار دارند.
نگاهی به اتحاد ملی و انسجام اسلامی
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 16:2 توسط مریم نقی پور
|

ملت ما بايد هشيار باشد. تلاش براى سازندگى كشور و عمدهتر و مهمتر از آن، تلاش براى
اتحاد كلمه و يكپارچگى ملى و اتحاد امت اسلامى ادامه يابد. عاقلانه، هوشيارانه، خردمندانه
و مدبرانه بايستى اين اتحاد را حفظ كرد و روزبهروز تقويت كرد. من به همين جهت به مسألهى
اتحاد كلمهى ملتمان اهميت مىدهم. و به نظر من امسال، سالِ «اتحاد ملى و انسجام اسلامى»
است؛ يعنى در درون ملت ما اتحاد كلمهى همهى آحاد ملت و قوميتهاى گوناگون و مذاهب گوناگون
و اصناف گوناگون ملى؛ و در سطح بينالمللى، انسجام ميان همهى مسلمانان و روابط برادرانهى
ميان آحاد امت اسلامى از مذاهب گوناگون و وحدت كلمهى آنها.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386 19:13 توسط مریم نقی پور
|